هديه هديه ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

هديه خانم، مغز بادوم

داستان کاپ کورن

1390/11/26 23:04
نویسنده : ماماني هدیه
253 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر نازنینم

روز جمعه من و بابایی تصمیم گرفتیم که بریم توی جنگل های اطراف دور بزنیم تا هم خودمون تفریح کرده باشیم و هم شما یه کم روحیت عوض بشه و کمتر بهانه بگیری

اما دخترم هنوز ١٠ دقیقه نشده شما خوابت برد و هیچی از اون همه زیبایی رو ندیدی و مامان کلی حرص خورد

بعد ما با خودمون گفتیم حالا که شما خوابی بریم واز خودمون پذیرایی کنیم و کاپ کورن بخوریم البته نه اینکه ما بد جنس باشیم آخه سس و ادویش برای شما خوب نیست

دختر نازم بابا کنار خیابون پارک کرده بود و تازه یه ظرف کاپ کورن برای من آورد و رفت که ظرف خودش رو بگیره که ناگهان من فقط صدای ترمز یک ماشین رو شنیدم و بعد ضربه محکم که از پشت به ماشین وارد شد

 

عزیزم در فاصله چند ثانیه که همه چی تمام شد من فقط به این فکر می کردم که چطور این اتفاق افتاد و چی شد و مواظب بودم که سر تو به چیزی نخوره

دختر گلم این چند ثانیه به اندازه هزار سال گذشت و در نهایت ما به ماشین جلویی  خوردیم و ماشین افتاد توی جوی کنار خیابون و بابایی که از ترس قالب تهی کرده بود    

اومد بالای سر ما و تو هم که از خواب بیدار شده بودی وحشت زده گریه می کردی

 کلی آدم جمع شده بودن  و هر کدوم سعی میکردن کمک کننvalentines06 smiley, static smiley, smiley, happy smiley, heart smiley

اما خدارو شکر شما خیلی زود آروم شدی و بعد هم یه آقای شیرینی فروش ما رو برد توی مغازش و اجازه داد تا رسیدن پلیش اونجا بمونیم

خلاصه دخترم مامان نمیدونه با  چه زبونی و چند هزار بار باید از خدا تشکر کنه که شما تو بغلش خواب   بودی وگرنه ممکن بود اتفاقات بدتری پیش بیاد

عزیز دلم ماجرا با چند تا کوفتگی تو بدن مامان و اون آقای راننده و دو تا ماشین داغون شده تمام شد

دختر نازم هزاران بار  خدا رو شکر که حتی یه کبودی کوچیک هم روی بدن نازنین شما نیست

ما هردو عاشقتیم دخترم  خدا دوباره تورو به ما هدیه داد

هدیه قشنگم هزاران سال زنده باشی

اینم دخترم با چهار تا دندون

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان اكرم
27 آذر 90 18:22
خدا رو شكر كه حالتون خوبه نميدونم چطور شكر خداروبه جا بيارم كه شما سالميد.خدايا هزاران بار شكر. الهي قربون خودتو اون دندوناي خوشگلت برم.
مامان زهرا نازنازی
27 آذر 90 18:24
سلام از آشنایی تون خوشبختم خدا رو شکر که بخیر گذشته
مامان زهرا نازنازی
27 آذر 90 19:49
ممنون از لطفتون

با افتخار لینک شدید

امیدوارم دوست خوبی براتون باشم


حتما
باعث افتخار
جغله كوچولو
27 آذر 90 20:23
جغله: سلام ... خوبين شما مطالب وبلاگم به روز شد ... باعث افتخاره كه شما تشريف بيارين وبلاگم .. اميدوارم خانوادگي سلامت و موفق و پيروز باشيد.
هدیه جووووووووون
28 آذر 90 9:28
سلام
خدایا شکر که بخیر گذشته
صدقه یادتون نره هر روز



مرسي ممنوناز ياد آوري تون
مامان متین
30 آذر 90 10:33
وای خدا خیلی دوستتون داره عزیزم که مشکلی براتون پیش نیومد خدا رو صدهزار مرتبه شکر . گه چیزیتون نشد. اتفاق دیگه صدقه که گذاشتید حتمانی . شما که الان خوبی کوفتگیات که زیاد اذیت نمی کنه . مواظب خودتون باشید.
دندونای موشی هدی جونم چه ناز .خندیده جیگر تر شده


مرسي خدارو شكر به خير گذشت
جغله کوچولو
1 دی 90 0:09
سلام تنها چند دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد؛ ولى با هم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است شب یلداتون مبارک باشه یک عکس به مناسبت شب یلدا تو خیابون عموهام ازم انداختند خوشحال میشم ببینین و نظرتون رو بگین اینم لینک عکسم http://www.jegheleh.ir/l01.jpg شاد و موفق باشید
مامان زهرا نازنازی
1 دی 90 8:39
شادی هاتون یلدایی